جنگ،کودک همسايه و ديگر هيچ...!

بسم الله(ج) الرحمن الرحيم هست کليد در گنج حکيم
و با عرض درود بی پايان به همه شما ياران همدل که همراه اين صفحه و راهنمای نگارنده آنيد.
پيش از هر سخن لازم می دانم توضيحی در باره نام اين صفحه بيان کنم،به دليل سوالاتی که برای برخی دوستان پديد آورده بود:
سوال اين بود که مگر طور در دامن صحرای سينا آرام نگرفته؟چرا سينای طور نشين؟و نه طور سينا نشين؟
و پاسخ اينکه دقيقا به عکس تصور،اين سيناست که خود را در رياضت انداخته،تحمل سختی و تشنگی و خشکی را بر نفس خود لازم کرده، به اميد روزی که طور،نظر کرامتی بر او نمايد، و تلاشهايش، برای کسب لياقت همراهی طور، و سرمه چشم نمودن خاک پای طور،مفيد واقع شود.
سينا هنوز منتظر منجی است.آن نور اهورايی که از ستيغ طور بر ديدگان خشکش بتابد ،پای
بر سر و سينه اش نهد و اين مدال را آويز سينه اش نمايد که همراه و منتظر واقعی حضرتش بوده و چشم براه قدوم مبارکش...
اين سيناست که در مکتب الهی طور،نشستهو درس عشق و انتظاررا دوره می کند.
آيا ما هم لياقت سيناشدن را داريم؟
* * *
توحيد،رکن حيات انسان
خداست آنکه زمين را آرامگاه شما قرار داد و آسمانها را بر افراشت و شما را به نيکو ترين صورتها بيآفريد و از بهترين و لذيذ ترين غذاها به شما روزی داد.اين خدا ،پروردگار شماست.پس درود و برتری و بزرگی از آن اوست که پروردگار جهانيان است.او خداوند زنده جاويدان است جز او هيچ خدايی نيست پس تنها او را بخوانيد و به اخلاص بندگی کنيد که ستايش و سپاس تنها مخصوص خدای يکتا و پروردگار جهانيان است. (مومن ۶۵-۶۴)
آيات شريف بالا به روشنی و به طور کامل ما و پروردگارمان ، لطف او و وظيفه ما را بيان می کند.
چون اگر لطف و يکتايی لطف او نبود اساس و شيوه خلقت نمودی ديگر می داشت.
نکته ای که بايد در نظر داشت اين است که بر همه ابنای بشر در همه زمانها و عصر ها و قومها
و تمدنها،بدون استثنا دين الهی عرضه شده است.علاوه بر اين،به ياد بياوريم روزی را که همگی به يگانگی حضرت احديت(ج)و در محضر و بارگاه ملکوتی عرشش شهادت داديم. اکنون لحظه ای بينديشيم:ما چقدر موحديم؟
* * ‌ *
جنگ،کودک همسايه و فرصتهای سوخته
يک هفته ديگر هم گذشت اما اين هفته به دليل آرامش نسبی خاص دوران خاتمه هر جنگ و
روشن تر شدن نقشها و شيوه های بازی با هفته گذشته بسيار تفاوت دارد.
اهميت يافتن سرنوشت اعضای سازمان متلاشی شده مجاهدين خلق! برای خيليها ، بروز جلوه های مديريت و سازماندهی توسط روحانيون ،انتقال مجددنفت در خط لوله کرکوک-حيفا،
در کنار فرصتهايی که برای حضوری پاک و محبوب برای ايران از دست رفت و به عبارت بهتر بر اثر بی کفايتی حضرات، سوختمسائل مورد بررسی امشب ما هستند.
در پی سقوط رژيم بعثی صهيونيستی صدام و درگيری شديد نيروهای معارضين،کردها و نظاميان مهاجم با نيروهای مجاهدين خلق،و اسير و تسليم شدن بسياری از اين فرزندان فريب خورده ايران،سر نوشت آنها مورد توجه سازمانهای بشر دوستانه،و گروهها و صاحبنظران داخلی،
و خانواده های آنها از يکسو،و نيروهای پيروز در جنگ و مقامات جمهوری اسلامی از سوی ديگر
قرار گرفته است.گفته می شود در حاليکه امريکا خواهان تعهد کتبی ايران برای عدم اعدام نيروهای منافقين است،و برخی از رهبران عالی کرد قول دريافت امان نامه از جمهوری اسلامی را برای اين نيروها مطرح کرده اند،ايران تنها به بيان اين مساله که به دليل رافت اسلامی،با آنها برخورد نخواهد شد کفايت کرده و از دادن تعهد کتبی امتناع می کند.
عملکرد سياه سران فراری منافقين و نوع برخورد جمهوری اسلامی با آنها،به تصميم گيری مسوولين نظام بر می گردد،تا با در نظر گرفتن تمام مسائل از قبيل جنايات و خيانتهای منافقين،
روابط پشت پرده اين سازمان به سران نظام،کمکهای دو جانبه و تمامی معاملات طرفين ،و نيز
افکار عمومی ملت بزرگ ايران،و سر انجام وجدانی که شايد هنوز در برخی از سران مملکتی وجود داشته باشد،تصميم مناسب را اتخاذ کنند.اما عاقبت فريب خوردگان مقاومت رجوی،
مجهوليست که اميدوارم خدا آن را به خير کند.
اما برگزاری مراسم اربعين و نقش سازمان دهندگی روحانيون،بر خلاف تصور برخی ، بسيار منطقی و عادی بود.چون از آخرين مورد تجلی حضور رهبری کننده روحانيون که طرح شهادت سيد مجيد خويی به دست عوامل وابسته به رژيم مقدس!جمهوری اسلامی و طرفداران جوجه طلبه خامی به نام سيد مقتدا صدر بود،يا پيش از آن عمليات ساماندهی و کنترل شهر مقدس نجف به پيشگامی شهيد خويی ،که منجر به بازگشت سريع آرامش به اين شهر جنگ زده شده بود، مدت زيادی نگذشته است و بی شک هنوز از خاطره ها فراموش نگشته.
مساله جالب اين که همزمان با شور و غوغای برگزاری مراسم اربعين که هر روز با آب و تاب بيشتری به آن پرداخته شد ، خبر مهمتر ديگــری نيز مطرح شد که کسی به آن توجه نکرد و آن بر گزاری ۳ روز جشن در سرزمينهای اشغالی به دليل باز شدن مجدد خط لوله انتقال نفت کرکوک-حيفا بود.خبر تاراج ثروت عراق ،بی شک در نظر حضرات مسوولين نظام ايــران کم اهميت تر از اربعين بود.
ديگر اينکه گويا حضرات فراموش کرده اند که تا ديروز موشکها و بمبهای ما،بر سر همانهايی می ريخت که امروز کودکان مظلوم سرزمين همسايه نام گرفته اند.و يادشان رفته که شهدای بيمارستان بهرامی تهران،کودکانی بودند که در آوار موشک همين همسايه شفای ابدی گرفتند.
و همسايه مظلوم ما همان است که ديروز با سنگ و چوب و تخم مرغ از اسرای ايرانی،از فرزندان آزاده اين سرزمين پذيرايی کرد.
و سر انجام اينکه اينان همانانند که زينب کبری(س) خطابشان فرمود که:
تا قيامت چشمانتان اشکبار و دلهايتان خونين غم باشد که خون به دل آل الله(ج) و سيلاب اشک و خون از ديده فرزندان رسول الله(ص) جاری کرديد.
و سرور رئوفان و مولای عشق و مهر و لبخند (ع) آرزو کرد که ای کاش ايشان را نمی ديد و نمی شناخت که عراقيان ، بد عهد مردمی بودند و پيمان شکن و نمک نشناس و غير قابل اعتماد.

و امروز در ميان خرابه های بدنامی ،جنايت،تبهکاری و خون ،به دنبال گنج منفعت و پايگاه قدرتند
در حاليکه فرصتهای بسياری را از دست داده اند که می توانستند بدون آلوده کردن دست خود به خون امثال شهيد خويی و پاشيدن بيشتر بذر کينه در دل مردم عراق از هر چه ايرانيست،از آن فرصتها استفاده کنند و به اهدافی بسيار برتر از ايجاد مانع در برابر حکومت امريکايی دست پيدا کنند.
و متاسفانه مانند غريقی که در مرداب افتاده و تباهی خود را حتمی می بيند و سعی در هلاک
بقيه دارد،همچنان در پی نابودی فرصت و بستن چشم بر واقعيتها دارند.
نمونه هايی از اين فرصتها را در مطلب هفته آينده بيان می کنيم...ان شاء الله
يا علی
203.jpg

/ 8 نظر / 15 بازدید
يالثارات

فمن مثقال ذره شرا يره فرصت سوزی ؛ استراتژی جديد عده ای سياست ندار بی لياقت شده که از سياست فقط حقه بازی و ميدانداری بازيهای بی سروته ديپلماتيک را آموخته اند همانها که بيشترين هزينه ها را درمورد مسئله افغانستان و حضور ميليونی و پرهزينه اين قوم مغول در ايران کردند و نتوانستند از اين منظر و بحق به اندازه يک متر دريچه سدی را بالا نگه دارند و حتی از ترکيه با ان همه تفاوتهای نژادی - زبانی و حتی غير هم مرز با اين کشور عقب افتادند.حال عراق آغاز سناريوی جديد از دست دادن فرصتها و تبديل آن به تهديد است باز هم فقط بايد نظاره گر بود....

يالثارات

با سلام با عرض پوزش ؛ آيه شريفه ابتدای متن بدين صورت می باشد: و من يعمل مثقال ذره شرا يره نکته ديگر در مورد يادداشت سينای عزيز قضاوت نادرست راجع به خويی و اطلاق عنوان شهيد بر ايشان است چه اينکه ورود به هر فتنه طبق کلام مولا علی (ع) هدر دادن خون می باشد و خام پنداشتن مقتدا صدر گرچه علی الاطلاق است وليکن موضوع ؛ عدم درک صحيح رسانه ها و به تبع آن تحليلگران از تحولات جاری در حوزه نجف و اقبال روزافزون خاندان صدر (به عنوان نمونه مقتدا صدر )در اين ميان می باشد . در اين زمينه ؛آخرين يادداشت حقير(کرب و بلا) می تواند گره گشا باشد.ياعلي

iman

ظاهراٌ اين وبلاگ متعلق به منافقين پست هست

سید مجید

و هو الحکيم. سلام سينا جان. ببينم اين فلسفه اين عکسه تو وبلاگت چيه حدس ميزنم که عکس کياست اما نمی دونم تو وبلاگ شما چکار می کنه.

iman

متاسفم فکر کردم شما عضو منافقين هستيد.واز عراق اين مطالب را ميفرستيد ولی امروز صبح که وبلاگها را مرور می کردم متوجه اين اشتباه شدم به هر حال بزودی نظرات خودم را برايت می فرستم.

من وداداشم

سلام اين اولين باره که ما به اين وبلاگ سر می زنيم و جالب بود . يا حق.

میثم

سلام آقا سینا/از اینکه به ویرانه ی ما سر زدی ممنونم/من نمیدونم چرا این سوال را از من کردید/من همچین درخواستی از کسی نکردم ولی ما یک مرامی داریم که ایجاب میکنه که از این کارا بکنیم/بازم به ما سر بزن /یا علی

منتظر

سلام. بعضيها چقدر راحت به اين و اون انگ ميزنن. منافق! عامل انگليس! خدا آخر و عاقبت همه ما رو به خير کنه. راستی از وبلاگتون خوشم اومد. بازم ميام اينورا.